-
New Page 5 -
پيام سايت
-
تصاوير منتخب
موضوعات
آرشيو
- فوریه 2010 (2)
- ژانویه 2010 (2)
- دسامبر 2009 (4)
- نوامبر 2009 (3)
- اکتبر 2009 (17)
- آگوست 2009 (1)
- ژوئن 2009 (1)
-
تازه های سایت
اخبار مذهبي- ما مذاکره و تفاهم را یکی از بهترین راه حلها می دانیم ...جمهوری اسلامی ایران همیشه دوست مردم افغانستان بوده و بعد از این نیز در موضع دفاع از خواستهای مردم آن کشور خواهد بود
- علمای شیعه و اهل سنت اجازه ندهند وهابیون میدان دار ...امروزه سه خطر کشور افغانستان را تهدید می کند، که اولین خطر همان اختلاف داخلی و مسئله شبه نظامیان طالبان است.
- ما مذاکره و تفاهم را یکی از بهترین راه حلها می دانیم ...
اندیشمند فرهیخته، خطیب شهیر و استاد حوزه حضرت آیت الله الحاج سید محمد تقی وحیدی(ره) پس از شش دهه زندگی و خدمت به اسلام ومسلمین درکشور و با حضور درصحنه های علمی، سیاسی و فرهنگی در دوران جهاد ومهاجرت، سر انجام در شامگاه جمعه۲۲/ ۸ / ۱۳۸۸ مصادف با ۲۵ذی العقده پس از گذشت ۵ ماه از بیماری، در جمهوری اسلامی ایران (حوزه علمیه قم) داعی حق را لبیک گفت و بسوی معبود شتافت و دوستانش را به سوگ نشاند.
به همین مناسبت قبل از ظهر روزسه شنبه ۳/۹/۱۳۸۸ در تپه سلام، مسجد جامع مدرسه محمدیه شهید حضرت آیت الله العظمی واعظ(ره) مراسم یاد بود به مناسبت ارتحال عالم ربانی حضرت آیت الله وحیدی(ره) برگزار گردید.
این مراسم با گردانندگی حجت الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی» و خیر و مقدم توسط مسئول ستاد برگزاری مراسم حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای هادی و سخنرانی آیت الله سید محسن، استاد سید عالم امینی، حجت الاسلام والمسلمین استاد ناصری و در پایان، مراسم با سخنرانی حضرت آیت الله تقدسی خاتمه یافت.
حجت الاسلام والمسلمین سید جعفرعادلی«حسینی»
معاون تبلیغ و امور فرهنگی، بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(ص)
بِسْمِ الله الرَّحْمـَنِ الرَّحِیمِ؛ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانِسَةِ مَخْلُوقاتِهِ، وَصَلَّ اللّهُ عَلى نُورِ الْأَنْوارِ وَ سِرِّ الْأَسْرار، عَقْلِ الْکُلْ وَ أَشْرَفِ الُّرسُل، حَبِیبِهِ وَ صَفِیِّهِ وَ خَاتَمُ السُّفَرائِهِ سَیِّدِ نَا وَنَبِیِّنَا وَ مَوْ لا نَا أَبِى الْقَاسِمِ مُحَمَّد صَلَّ اللّه عَلَیْهِ وَ الِیهِ الطَّیبین الطّاهرِینَالْمَعْصُومینَ الْمُکرّمین .
با عرض تسلیت به مناسب ارتحال ملکوتی اندیشمند فرهیخته حضرت آیت الله وحیدی(ره) به محضر برادر بزرگوارش حاج آقای صالحی و همه بستگان و دوستان آن بزرگوارو با تقدیر و تشکر از شرکت تمامی شما عزیزان در این مراسم ترحیم و همین طور قدر دانی و سپاسگذاری می شود از زحمات که از سوی بیت و مدرسه محمدیه شهید آیت الله العظمی واعظ(ره) ، حوزه علمیه خاتم الانبیاء(ص) مربوط حضرت آیت الله فاضل مرحوم، سادات کجاب، اهالی کجاب علیا، بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(ص) چهار طایفه، دامرده، قوم عبدالخالق، دایمرداد بالا، تیزک و دایمرداد پایین جهت برگزاری این مراسم کشیده اند؛ انشا الله روح حضرت آیت الله وحیدی(ره) از برگزار کنندگان این محقل شادگردد.
قبل از آنکه از سخنرانان این محفل دعوت گردد و از محضر آن بزرگواران استفاده شود، اجازه می خواهم تا در این فرصت، نگاه گذرا بر حیات معنوی و مادی استاد برجسته حوزه علمیه و خطیب شهیر حضرت آیت الله وحیدی(قدسّ سره) داشته باشیم.
قال الامام على علیهالسلام: «اَلعُلَماءُ باقونَ مابَقِىَ الدَّهرُ، أعیانُهُم مَفقودَةٌ و أمثالُهُم فىِ القُلوبِ مَوجودَةٌ» تا روزگار پا بر جاست، دانشمندان پایندهاند، وجودشان گمنام ویادشان در دلهابرقراراست.[۱]
در کشاکش روزگار، ازآوان تاریخ تاکنون سیره زمانه به گونه ای است که باید سالهای سال انتظار کشید تا دهر گوهری را در دل بپروراند و مرواریدی را در صدف خویش به بار آورد و آدمی را به آن دلگرم سازد تا پشتوانه ای استوار و ستون محکم برای حیات مادی و معنوی باشد. بی آنکه حتی برای لحظه ای گمان نکند که شاید قدار هستی تحفه ی ارزشمند خویش را چنان باز ستاند که به طرفة العینی هر آنچه رشته آید پاره شود و هرچه در ذهن خام خود ترسیم میکرد بر باد رود.
عالمان ربانی، ستارگان پر فروغی هستند که در هر عصر و زمانی چونان خورشید درخشنده ای در آسمان علم و فقاهت می درخشند و اهل زمین را بسوی تعالی و ترقی رهنمون می سازند تا از فیوضات مکتب ناب محمدی(ص) محظوظ گردد؛ یکی از عوامل مهمی که سبب رشد فضایل انسانی و پرورش مفاهیم عالی بشری در یک جامعه میگردد آشنایی با زندگانی بزرگان جامعه است، زیرا آنان احیاگران دین و پرچمداران مکتب اهل بیت)علیهم السلام( هستند.
مولی الموحدین علی ابن ابی طالب(ع) می فرماید: «با مردم چنان رفتار کنید که اگر جان سپردید از فراق شما بگریند و اگر زنده ماندید مشتاق معاشرت با شما باشند.» بدون شک آیت الله وحیدی مصداق این فرمایش آن حضرت است؛ اینک نگاه مختصر بر حیات معنوی و مادی اندیشمند فرهیخته، استاد برجسته حوزه علمیه و خطیب شهیر حضرت آیت الله وحیدی(ره) می اندازیم.
سال ۱۳۲۹ سبزدرخت کجاب، حصة دوم بهسود از ولایت میدان وردک پذیرای قدوم فرزندی شد که پدرش او را سیدمحمدتقی نامید و در تحت لوای پدر فرهیخته در خانواده ای مذهبی و علمی دوران صباوت را گذراند چون والد مکرم ایشان، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید اسماعیل آخوند، خود از ادبای سرآمد دوران بود، دروس مقدماتی و ادبیات عرب را تخصصاً از محضر پدر فراگرفت و در کنار آن از اساتیدی چون مرحوم حضرت آیت الله شیخ خانعلی خواتی، کسب فیض کرد. پس از آن راهی شهر کابل شد و از محضر علمای کابل مستفیض گشت. هوش سرشار و جدیت بی حد و مرز ایشان در تحصیل علم او را در اندک زمانی جزء طلاب و محصلین ممتاز شهر کابل قرار داد. در این دوران زمینه تأسیس حوزه علمیه محمدیه جمال مینه کابل فراهم شد و زمان آن رسید تا از محضر بزرگ مردی از تبار خوبان، حضرت آیت الله العظمی واعظ(ره)، کسب فیض کند. مدرسه محمدیه تأسیس شد و او در کنار تحصیل در همان سن جوانی مشغول تدریس گشت به حدی که از افاضل و اکابر مدرسه محمدیه کابل قرار گرفت. این وجود فرخنده و حیات بخش آئینه والای پرچمدار هدایت و مربی دلسوز با زندگی زاهدانه خود آن قدر درخشید که از خطبا و وعاظ سرآمد کابل به حساب می آمد و درخشش نور علمش روز به روز فراگیرتر می شد تا این که در معرض حسادت و دسیسه های جمعی از قلم به دستان و توطئه گران قرار گرفت که با شعار یاران و دست اندرکاران گنبد سبز عقده های حقارت خویش را بروز دادند، لیک خود فراموش کرده بودند که چراغی را که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد.
رشد روزافزون علمی ایشان چه در حیطه تحصیل و چه در کرسی تدریس به حدی رسید که با پیشنهاد حضرت آیت الله العظمی واعظ و فرزند برومندش، مرحوم حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سید جعفر واعظ زاده راهی قم شد.
مرحوم آیت الله وحیدی(ره) درآوان ورود ایشان به حوزه علمیه قم جذب مدارس علمیه آن زمان قرار می گیرد و به حیث یک استاد مشغول تدریس شده و همزمان از محضر اساتیدی چون آیات عظام وحید خراسانی و مرحوم شیخ جواد تبریزی)ره( مستفیض میگردد و بالاخره در مدارسی چون شهیدین، جامعة الزهرا و در نهایت مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) شاگردان علوم اهل بیت(علیهم السلام) مورد تفقد قرار داده و چنان توفیق داشت که چندین بار کفایة الاصول را از ابتدا تا به انتها تدریس نمود.
ایشان در سال ۱۳۵۵ وارد حوزه علمیه شهر مقدس قم شده و ادامه تحصیل می دهد. با وقوع کودتاى مارکسیستى (سال ۱۳۵۷ هش) در افغانستان، پس از تأسیس حزب حرکت اسلامى به رهبرى آیت اللّه محسنى او در کنار تحصیل، تدریس و تبلیغ خود را در جهاد و مبارزه علیه کمونیست ها سهیم دانسته به مجاهدتهای علمی و فرهنگی می پردازد و با چهره ی برجسته ای که در اجتماع داشت نقش مؤثری در پیشبرد جهاد ایفا نموده و به عنوان عضو فعال و مؤثر این حزب فعالیتهاى خویش را در ارتباط با جهاد اسلامى افغانستان در ابعاد گوناگون گسترش داده و مسئولیت هایى از قبیل: ریاست شوراى روحانیت مناطق مرکزى، عضو شوراى مرکزى و مسئول کمیسیون قضا و مسئول تبلیغات حرکت اسلامى بوده، و با تأسیس حزب وحدت اسلامى مدت کوتاهى به عنوان معاون کمیسیون قضاى حزب وحدت اسلامى ایفاى وظیفه نموده است.
معظم له در سال ۱۳۷۲ (ه ش) از ایران به کشورش بازگشت و مورد استقبال گرم مسئولین بلند پایه حرکت اسلامى قرار گرفت و در این فرصت موفق شد جلسات فراوان و رایزنىهاى متعدد با دولت مردان، رهبران و مسئولین احزاب جهادى داشته باشد و در این سفر موفق شد که اوضاع نظامى، ادارى و فرهنگى کشور را بررسى نماید. او با علاوه بر این که در کنفرانس و سمینارهاى علمى، فرهنگى و سیاسى که در ارتباط افغانستان دایر مىگردید حضور مستمر داشت.
ایشان با این همه مشغولیت علمی و تدریس باز هم از تبلیغ و تألیف دست برنداشت و در ابعاد مختلف علمی و دینی همچون اهل بیت)علیهم السلام(، شبهات، عقاید، تاریخ و فقه و اصول آثاری را بر جای گذاشت که از آن جمله میتوان به تقریرات درس آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی )ره(، شرح کفایة الأصول و تقریرات درس آیت الله العظمی واعظ(ره)، نگرش بر وهابیت، مصلح جهان، فروغ ثقلین، جلوه هایى از خلافت الهى (امام خمینى و حکومت اسلامى) اشاره کرد.
حضرت آیت الله وحیدی(ره) با مشوره مراجع عظام نجف و قم عضو شورای برنامه ریزی و مدیریت مجتمع محمدیه بوده و ایشان هربار که به افغانستان سفرمی نموده در برنامه ریزی این حوزه نقش مفید و موثری را ایفا می نمود.
در نهایت در کمال ناباوری در شامگاه جمعه۲۲/ ۸ / ۱۳۸۸ مصادف با ۲۵ذی العقده(روز دحوالأرض) پس از گذشت ۵ ماه از بیماری، دوستان را به سوگ نشاند و به دیار باقی شتافت.
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای هادی رئیس بنیاد فرهنگی، تبلیغی پیامبر اعظم(ص)
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب العالمین والصلواة والسلام علی سیدنا محمد وعلی اهل بیت الطیبین الطاهرین المکرمین.
اما بعد؛ قال الکریم: « الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ؛ أُولَـئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »[۲].
با اجازه حضرات آیات محترم سلسله جلیله علما و دانشمندان، پدران و برادران حاضردر جلسه و به حوزه های علمیه کابل، مومنین، دوستان و بستگان آن بزگوار، مخصوصاً به برادر بزرگوار حضرت آیت الله وحیدی(ره) و همه آشنایان شان تسلیت عرض می کنم. رحلت آن بزرگوار ذایعه اسفناکی بود که همه ما را به سوگ نشاند وقتی که خبر این مصیبت تلخ و نا گوار رحلت حضرت آیت الله وحیدی(ره) داده شد، دوستانش جمع شده و این محفل را برگزار نمودند که این مصیبت بزرگ را تکراراً به همه شما تسلیت عرض می کنم و از طرف خانواده ایشان تشکری می کنم از تمامی عزیزانیکه زمینه ساز این محفل شدند از جمله کجاب علیا، چهار طایفه، دامرده، قوم عبدالخالق، دایمردادبالا، تیزک و دایمرداد پائین و ادای تکلیف نمودند و حق این بزرگوار را که به گردن خود احساس می کردیم این جلسه برگزرا شد.
بسیار مختصر از این شخصیت گرامی و دانشمند فرهیخته حضرت آیت الله وحیدی(ره) در این مکان و مدرسه محمدیه که جای او بود مختصر یادآوری می کنم .
حضرت آیت الله وحیدی(ره) چهره فرهیخته، خطیب شهیر و شخصیت علمی، مبارز، مردمی و دوست داشتنی که از آغاز زندگی تا پایان درخدمت دین و کنار مردم خویش بوده که حتما حضرات آیات در آن رابطه فرمایشاتی دارند که از بیانات شان استفاده خواهیم برد.
حضرت آیت الله وحیدی(ره) قبل از اینکه وارد حوزه علمیه قم شود، در کابل یکی از مدرسین چیره دست و سخنران قابل پذیرش و موثرکابل بود، زمانی هم در قم مشرف شد با آن روحیه الهی زندگی را که در حوزه علمیه آغاز نمود و در کوتاه مدت برجستگی های خود را نشان می دهد و از استاتید برجسته حوزه علمیه مطرح می گردد، زمانی که اقغانستان اشغال توسط کمونیست ها اشغال شد این شخصیت علمی و فرهیخته یکی از چهره های معدودی بود که حضور گرمش در صحنه مردم را دل گرم و روحیه می داد و او از چهره های بود که همیشه به دفاع از مردم و مصیبت مردم بی تفاوت نبود و مشکلات جامعه را بیان می کرد و خود را شریک درد و مشکلات مردم خویش می دانست.
حضرت آیت الله وحیدی(ره) یکی از چهره های بود که در بدترین شرایط احزاب و گروهها هرگز غافل نشد که موضوعات اختلافی و رقابت های منفی را بیان کند میان او مردم فاصله ایجاد شود، او از چهره های بود که در ارتباط جهاد و انقلاب اسلامی افغانستان صد ها سخنرانی به روزانه و مطابق شرایط زمانی را بیان می کرد و خود را درد و سوز مردم شریک می دانیست.
حضرت آیت الله وحیدی(ره) در عین حال که چهره علمی بود، انسان متین، خلیق متین ، بردبار و هم دم مردم در مبارزه، در هر مرحله وفرصتی که زمینه سازی شد به افغانستان آمد و از این کشور خبر گرفت؛ حضرت آیت الله وحیدی(ره) در این چند سال اخیر چند بار در افغانستان آمد و از نزدیک با مردم سخن می گفت و مشکلات شان را می دید.
حضرت آیت الله وحیدی(ره) در برنامه ریزی و مدیریت حوزه علمیه محمدیه که خود شاگرد و استاد این حوزه بود و از شاگردان خوب حضرت آیت ا لله العمظی واعظ شهید(ره) او نقش مفید و موثر در پیش رفت برنامه های این حوزه را داشت و در راستای فعال شدن حوزه علمیه محمدیه دوستان را یاری می رسانید، امروز ما درفقدان او گرفتار آمدیم و بیش از یک هفته شد که خبر تأسف بار و جانکاه او، ما در سوگ او گرفتار و سوختیم و امروز هم این مجلس به این منظور دایر گردیده است و من یک بار دیگر از حضرات آیات، شخصیت های حکومتی و ملی، مومنین، موسفیدان و نسل جوان که در این محفل شرکت نمودند تشکر و قدر دانی می کنم، و باز تکرار می کنم که هزگز باور مان نمی شد که بار دیگر حضور مبارک او را در مدرسه محمدیه و فراز این منبر شاهد نباشیم. إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ .
سخنرانی حضرت آیت الله سید محسن حجت
اعوذ باالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین والعاقبۀ لاهل التقوا والیقین والصلواة والسلام علی سیدنا ونبیینا حبیب اله العالمین ابی القاسم مصطفی محمد صلواة الله والسلام علیه وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین. امابعد! فقد قال الله تبارک وتعالی وفی محکمه الکتابه الکریم: «وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالانْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَلِکَ إِنَّمَا یَخْشَى الله مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ الله عَزِیزٌ غَفُورٌ»[۳]
نخست سال روز شهادت جانگداز امام پنچم، امام باقر(ع) را و در وحله دوم رحلت جانگداز عالم ربانی حضرت آیت الله وحیدی(ره) را محضر شریف حجت ابن الحسن العسکری امام زمان(عج) و شما مومنین و بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می نمایم. دقایق مختصری متصدع شده و در پایان همگان را به خداوند منان می سپارم.
خبر تاسف بار رحلت این عالم بزرگوار، بسیار مایه اندوه، حزن و غم شد، حضرت آیت الله وحیدی(ره) شخصیتی بود که امید می رفت که در آینده برای جامعه اسلام و مسلمین مخصوصاً مردم افغانستان مفید و مثمر الثمر گردد، اما متاسفانه که اجل او را مهلت نداد و مار با رحلت جانکاهش داغدارنمود، امید واریم که خدای متعال روح آن عالم برجسته را با اجدادطیبین و طاهرینش محشور گردانیده و به بازماندگانش صبر و اجر عنایت فرماید. نکته ی را که باید عرض کرد اینکه عالم که عامل باشد مقام و عظمت بالا و برتری را نسبت به سایر مخلوقات بدست می آورد و این نکته ای است که در همین آیه مبارکه عنوان کردم خدای متعال بیان می کند آیه که با کلمه ا «إِنَّمَا» شروع می شود و خوف خدا را در این آیه مبارکه منحصر به علمای عامل اشاره به عالم می کند که چه علتی است که فقط که باید عالم از خدا بترسد و خشیت داشته باشد و در برابر خداوند متعال خاشع باشند.
اگر شما این آیه را از اول بخوانید «وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالانْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَلِکَ إِنَّمَا یَخْشَى الله مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» از اول اگر شما آیه را مورد دقت قرار دهید، می بینید که خدای متعال به انسانها، به جنبندگان و به چهار پایان و به همه اشاره می کند و می فرماید اینها همه دارای انواع و انوال مختلفند، بعد علما را با کلمه «إِنَّمَا» معرفی می کند که اینها خشیت از خدای متعال دارند، چه علت دارد؟ چرا چنین باشد؟ ما اگر به خود قرآن مراجعه کنیم، از خود قرآن می توانیم این نکته را بفهمیم، قرآن می فرماید: «لَّـکِنِ الله یَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَیْکَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِکَةُ یَشْهَدُونَ وَکَفَى بِالله شَهِیدًا»[۴] خدا، ملائکه و صاحبان علم شهادت می دهند که خدا واحد است و یکتا، بی نظیر است بی همتا، این شهادت نه فقط و فقط شهادت زبانی و لسانی باشد، بلکه شهادتی که برخواسته از شهود و معرفت هست باشد، شهادتی که بااین شهادت عالم خودش را نمی بیند، وجود خودش را در برابر خدا احساس نمی کند، عین عاشق که فانی در معشوق بشود و تمام خواست، آرزو و گفتارش، تمام حرکات وسکناتش همه و همه در گرو خاصت، اوامر و نواهی معشوق است، چنانچه بعضی از عرفا تشبیه می کند عشق مجازی را با عشق حقیقی و لی برای مطلب ما مطلب خوبی است که می گوید: وقلت و ماذنب فقالت یجیبتا وجودک ذنب لا یقال به ذنب، می گوید وقتیکه عاشق د وقتی عاشق به معشوقش گفت که ای معشوقه من گناه من چیست که مرا به خود راه نمی دهی، گناه من چیست که مانع تقرب من به خودت می شوی، گناه من چیست که اجازه نمی دهی که با تو سخن بگویم و حرف بزنم و جذب کلمات شرین تو بشوم، معشوق به عاشق این چنین جواب داد که وجودک ذنب، تو تا زمانی که خودت را می بینی ودر وجود خود فرو رفته ای تا وقتکه در گرباد حوادث فقط در فکر خودت هستی و تا وقتکه خدای واحد لم یزل و لایزال را نمی بینی، خود این وجود ار که تو می بینی ذنب است خود آن گناه است که لا یقال به ذنب و هیچ گناهی بزرگتر از این گناه نیست، پس عالم وقتی که به مرحله شهوت برسد و شهادتش به وحدانیت خداوند متعال نه فقط به گفتن اشهد ان لااله الاالله و حده لاشریک له بسنده بشود بلکه شهادتش به وحدانیت خدای متعال شهادتی باشد شهودی، شهادتی باشد از ناحیه معرفت، شهادتی باشد که این شهادت با تمام وجودش ابراز و بیان بکند، نه تنها زبانش، بلکه چشم، گوش، دست، جوانح و همه وجودش در رابطه این قضیه شهادت بدهد، این شهادت مسلما به خشیت و خوف خواهد شد، چون کسی که خدا را با تمام عظمت درک بکند و عالم را محضر خدا بداند و خودش را در محضر خدا بداند، یقینا او از خدا می ترسد، یقینا او عظمت باری تعالی را درک می کند، و به همین لحاظ است که علمای عامل حتی در بسیار از موارد از انجام مکروهات هم اجتناب می کنند، تا چه رسد به محرمات و چه به آن امورات که شریعت ما را از آن نهی کرده همه اش برگشت به همین جا می کند، لذا مرحوم ملا صدرا در بعضی از مواضع اسفار وقتی می خواهد در رابطه این مسئله صحبت بکند، یک اشاره می کند و می گوید انسان بعد از آنکه فطرتش تبدیل به فطرت دوم می شود، دارای انواع می شود، خود انسان یک نوع است از انواع حیوان، اما همین انسان در درجه اول یک فطرت دارد که فطرت اولیه هست که آن فطرت اولیه فطرت خالص است، فطرت که آغوشته به آلودگی ها نشده همان فطرت که خدا در قرآن می فرماید فطرت الله التی فطرالناس علیها، همان فطرت، که پیغمبر خدا فرمود کل مولود یولد علی فطره آن فطرت خالص همیشه به آن حالت نمی ماند، یا ترقی می کند و یا تنزل می کند، یا کمتر از آنچه که هست می شود و یا بالا تر از آن باید بشود می گردد در اثر تلاش، بعد از آنکه این انسان تبدیل شد به فطرت ثانیه، آن فطرت ثانیه هم معین می کند که چه هست، این خیلی مهم است، فطرت ثانیه معرف شخصیت انسان است، همانطوریکه در برخی از نوشته از حضرت علی(ع) نقل شده و در بعضی کتب از رسول خدا(ص) این روایت مستقیما نقل شده، که می فرماید: من غلب عقله شهوۀ فهو خیر من الملائکه و من غلب شهوته عقله فهو شر من البهائم، این فطرت ثانویه را بیان می کند چون در فطرت اولیه بحث غلبه عقل بر شهوت و غلبه شهوت برعقل نیست، او کل مولد یولد علی فطرۀ، هر مولودی در ابتدای ولادت خودش بر فطرت پاک و خالص تولد می شود، او عشق به معبود دارد، اینها همه سرجای خودش، اما بعد از آنکه دنبال رو شد اموری را و برای خودش برنامه ها درست کرد، آنگه هست که این فطرت تغییر می کند، یا تبدیل به فطرت انسانیت کامل می شود و یا تبدیل به فطرت حیوانی می شود، تا آنجاییکه این آدم برای خودش یک نوع از انواع می شود، و لذا مرحوم ملا صدرا می فرماید که: علما نوع از انواع بشراست، نه اینکه صنف از اصناف بشرباشد، نوعی هستند که با دیگران نوع انسان بودن است، اما فصل که به سبب آن فصل امتیاز پیدا می کند نسبت به سایر بشر، همین موضوع خشیت هست، «إِنَّمَا یَخْشَى الله مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» این مسئله خشیت اصل ممیز عالم با غیر عالم می شو، و لذا شما وقتی که به قرآن مراجعه می کنید، قرآن در همان جاییکه می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى الله مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» علما جز انسانها هستند، بعددر جای دیگر غفله را جدا می کند، می فرماید: اولئک کل انعام بلهم اضل ، اینها مثل چهار پایانند، بلکه پست تر از چهار پایان هستند، چرا؟ «أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ» برا اینکه آنها غافلند، یعنی غافل خودش یک نوع است که فطرت ثانویه او بدتر و پایین تر از فطرت اولیه اش شده، با آنکه خدا انسان را برای فطرت ثانویه آفریده اگر این انسان متبدل به این فطرت ثانویه بشود، خیلی بالا تر از آنچه که هست ترقی و تعالی می کند. اگر در قرآن کریم شما به آیاتی بربخورید که انسانها مذمت شدند و یا به آیات بربخورید که انسانها مسخ شدند همه برگشت می کند به همین فطرت ثانیه، برای همین جهت است که در بعضی از روایات داریم که المرء معمل احب، انسان باهرکسی و چیزی که دوست دارد با او هست، من احب حجرا حشره الله مع، کسی که به سنگی علاقه داشته باشد، خودش سنگ می شود گفت:
گر در طلب گوهر کانی، کانی ور در پی کمیایی جانی، جانی
من فاش کنم حقیقت مطلب را هر چیز که اندر پی آنی، آنی
تو باید بیبینی کی هستی و چه هستی!
گرگلاب، برسر و جیبت زند ور تو بول، برونت افگند
انسان باید بیبیند که حقیقتش چه شده است آیا از آن حقیقت اولیه ترقی کرده یا نه ؟ و اگر از آن حقیقت اولیه ترقی می کند و تبدیل به فطرت ثانیه می شود قرآن می گوید علما ، البته به کمک روایات که مراد مطلق آن را شامل نمی شود، علمای که عامل باشد، چون ما در روایات داریم از امام جعفر صادق(ع) نقل شده است و از بقیه ائمه نیز نقل شده است آن عالم که ینتفع بعلمه، مردم به علمش نفع برده باشد و یا امام جعفر صادق(ع) می فرماید: اذا رأیتهم العالم مکب علی الدنیا فتهمهم علی الدین، اگر دیدید عالم چسپیده به دنیا و تمام غمش دنیا، ریاست، کسب قدرت، شهرت جلب و جذب است، او را در دین متهم کنید و از او پیروی نکنید و اگر موعظه هم بکند شما بازهم قصدش جلب و جذب است، اگر امربه معروف و نهی از منکر هم بکند بازه هم لله نیست، لتقرب الا الله نیست، برای امتصال امر خدا نیست، فقط و فقط برای آن است که جایگاه و پایگاهی برای خودش پیدا بکند، «إِنَّمَا یَخْشَى الله مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» آان عالم که عامل باشد از خدا می ترسد و چون از خدا می ترسد خدمت گار به خلق الله می شود و زحمت می کشد تا دیگران در آسایش و راحتی بسرببرند، زحمات دوران تحصیل و مهاجرت و همه این ها را به جان می خرد، بحق که یکی از این شخصیت ها مرحوم حضرت آیت الله وحیدی(ره) بود، نه آنکه حالا او فوت کرده است ما این حرف را گویم، بلکه ما در زمان حیات او به ایشان ارادت داشتیم و بنده حدوداً چهل سال است که با ایشان آشنایی داشته و دارم، قبل از آنکه ما و ایشان به قم برویم، در همان زمانیکه ایشان همین مدرسه حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید جزء اساتید ممتاز اینجا بود، بر علاوه آنکه درس خارج حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید شرکت می کرد، خودش اینجا سطوح عالیه مثل کفایه و رسائل را ایشان تدریس می کرد و از اساتید خوش بیان و خوب این حوزه بود که من آن موقع با ایشان شناخت داشتیم، من وقتکه در سال ۱۳۵۴ به طرف قم رفتم شاید با فاصله چهار یا پنچ ماه بعد از مرحوم آیت الله وحیدی همراه با پدر مرحوم شان به قم آمدند، پدرایشان چند وقت به قم ماندند و برگشتند ولی ایشان آنجا ماندگار شدند که در تحصیل هم جدی بود وخیلی هم زحمت کش بود، با وجود که ایشان در کابل هم سطوح عالیه را تدریس می کرد، اما وقتیکه در قم آمد، فضای قم با فضای کابل خیلی فرق داشت، آنجا حوزه بزرگ بود مادر حوزه ها بود، علما اساتید و کسانیکه شب و روز همه غرق در تحقیق و کسب علم اند. ایشان با آنکه خودش سطح را در کابل در می داد بسنده نکرد و مجددا سطوح را در آنجا ازنو شروع به خواندن کرد، بعد در جلسات خارج مرحوم آیت الله العظمی تبریزی و آیت الله العظمی وحیدی خراسانی شرکت می کردو ما در خدمت ایشان بودیم، در آنجا مجدانه شرکت می کرد و برعلاوه در قم هم ایشان تدریس می کرد و همان روزهای اولی که آیت الله وحیدی وارد قم شد شروع کرد به تدریس از معالم گرفته تا به رسائل، مکاسب و کفایۀ الاصول و یک لحظه هم وقت خودش را هدر نداده و بی جا مصرف نمی کرد.
علاوه برانیکه ایشان در امور جهاد و پیش برد برنامه های فرهنگی مربوط به جهاد و جلب و جذب نیرو و افرادی که به جبهه برود و عاشقانه و متعهدانه بجنگند، این کارها را هم دنبال می کرد، در سال ۱۳۵۷ وقتیکه تره کی حکومت را گرفت عده ای از طلاب در آنجا دور هم جمع شدند و گفتند که باید کارهای را بکنیم، در آنجا جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای هادی، حجت الاسلام والمسلمین آقای صدر، بنده حقیر کسان دیگر و از جمله مرحوم آیت الله وحیدی(ره) و نزدیک هشت نفر بودیم، که عده ی سن شان از ما بزرگتر بودند و آنها در اولویت قرار داشتند که نظر آنها گرفته شود و آنها اداره بکنند، آن موقع شورای روحانیون مبارز تشکیل شد و مرحوم آیت الله وحیدی یکی از اعضای برجسته آن شورا بود که شروع کرد به تبلیغات و کارهای فرهنگی و رساندن پیام مردم مظلوم افغانستان و ظلم و جنایتی را که کمونیست ها، اعوان و اعیان شان در این مملکت مرتکب می شدند، همین خلقی ها و پرچمی های که الآن همین جا و آنجا پیدا می شوند وقتیکه می بینیم سرهای شان را بلند می گیرند، خوب مملکت یک قانون درستی ندارند، من وقتی که یکی از خلقی ها خودش را کاندید کرده بود برای ریاست جمهوری در افغانستان به یاد آن مطلب امام امت(ره ) افتادم که وقتی رجبی خودش را در ایران کاندید ریاست جمهوری کرده بود امام خمینی(ره) فرمود که قانون را قبول ندارد چطور می خواهد می خواهد مطیع آن قانون باشد ما اینجا گفتیم جمهوری اسلامی ایران قانون آن هم قانون خدا است قانون اسلام است کسی که کمونیست طیار است کمونیستی فکر می کند او نباید رئیس جمهور بشود چون او به مبتداء سبک خراب خودش یقیننا مانع اجرای قوانین دین خواهد شد به همین لحاظ مناقشین کمونیست ها اهل سنت که ریاست ایران کناب رفتند مال همین دوره اخیر که من دوره قبل که نبودیم دوره اخیر کاندیدان ریاست جمهوری یکی از خلقی ها برجسته خودش را کاندید کرده بود هیچ کس هم به او نگفت که چرا کاندید می کنی آخه اینجا جمهوری اسلامی افغانستان است ما قوانین دین را می خواهیم جا بدیم تو که خدا را قبول نداری تو که ملهد هستی تو که مرتد بودی تو می خواهی چی را اجرا بکنی تو کی هستی که می خواهی رئیس جمهوری بشوی کسی اعتراز نکرد .
و راست راست هم راه رفت و از سئوال کردند که شما اگر که کامیاب شوید و حکومت را بدست بیاورید آیا از رفقای خلقی و پرچمی خود دعوت می کنی که تا شما را حمایت کنند گفت بله در اولویت هستند آنها در مقام اولویت قرار دارند کسانی که آمدند همه هستی جامعه ما را به باد دادند و مردم ما را مشکلات زیادی برایشان ایجاد کردند که امروز مردم به زور ان مشکلات را تحمل می کنند و پشت شان از بار مشکلات خمیده هنوز هم اینجا و آنجا سری می جنبانند و حرفی می زنند خجالت هم نمی کشند ازاینکه به این مردم این همه درد وارد کردند هیچی به روی خودشان نمی آورند اما در هر صورت آن موقع پیامی مردم افغانستان را که خواندند و به دنیا اعلام کردند که احزاب جهادی مختص به اهل سنت نمی شود بلکه به اهل شیعه هم داره در پاریس یکی از این وظایف را که همین شورای روحانیون مبارز بود مرحوم حضرت آیت الله وحیدی عضو این شورا بود و عضو هیئت رهبری این شورا بود که بعد از رفت آن منحل شد به احزاب دیگر و بعد از آن هم در مناطق محروم برای سخنرانی می رفتند کمک های مردم را جذب می کرد و جلب می کرد مجاهد پرورش می داد مردم را شوق جهاد را در سرشان می پرورانید آنها را تحریک می کرد آنها بیایند بروند در مناطق مختلف بجنگند در جامعه این همه بد بختی که دارند ونجات پیدا بکنند اسلام از دین روح استعمار بیرون بیاید و مسلمان ها بتوانند سرانجام روی پای خودشان ایستاده شوند استقلال مملکت حفظ بشود و آن مواقع هم که توانست بیاید داخل کشور افغانستان امد و و در این اواخر هم که ایشان آمد توانست مدتی بماند و عدا ه ای هم از ایشان استفاده کردند و باز اگر زنده می ماند یقینناً ایشان می آمد و می رفت و اینجا را هم به فیض می رسانید با سخنرانی و با بیانات عالی و با حال پرشوری که داشت مرحوم آیت الله وحیدی یکی از اشتیاقش این بود که جزو خطبای مرحوم بر علاوه آنکه عالم بود و دانشمند در بند خطاب یل کولایی داشت و خیلی خوش صحبت بود مطالب را به روز انتخاب می کرد آنچه را که باید به درد مردم بخورد انتخاب می کرد و مستمع وقتی سخنان ایشان را گوش می کردی بیشتر تشریع می شدی و تا آخرین لحظه سخنرانی ایشان تکان نمی خوردی گوش می دادی که این عالم چه می گوید از خصوصیات اخلاقی ایشان این بود که خیلی آدم حلیم بود من در طول مدتی که با ایشان محشور بودم ما همیشه با هم بودیم و شاید بعد در بسیاری ایام هر روز همدیگر را می دیدیم در درس ها در درس های جواد آقا می آمدند درس های آقای وحید می آمدند و ما هم می رفتیم و بیشتر اوقات هم نزدیک همدیگر می نشستیم من ندیدم که ایشان یک بار هم ناراحت شده باشد اگر احیاناً از چیزی هم بدش می آمد و یا از هر حرف کسی خوشش نمی آمد بلند می شد و می رفت مجلس را ترک می کرد ندیدم که داد و فریاد و ناراحتی بکند دشنام بدهد با آن هم این اهانت را تحمل می کرد و این صبر و استقامت ایشان و این تحمل ایشان واقعاً یک ویژگی های خاصی به ایشان می داد که کمتر در بین افراد پیدا می شد و به هیچ عنوان حاضر نبود که خود را بر دیگران مقدم سازد حتی از نظر سنی در بسیاری از موارد کوشش می کرد همون مرحله ای را که اکثر علمای عالم رعایت می کنند متواضنناً ایشان هم باشد که و دهها خصوصیات و ویژگی های دیگری که در این فرصت کم امکان ندارد همه گفته شود که در ضمن بنا است که حضرت آیت الله تقدسی صحبت بفرماید که عزیزان دیگر هم صحبت نمایند دیگه نباید وقت آن عزیزان را گرفت و مصدع شد و شما باید استفاده بیشتری بفرمایید در مجموع انچی می گویم اینست که عالم باید عامل باشد و عالم مانند چراغ است در جامعه که روشنی میدهد و از ان باید استفاده شود و اگر چشم خود را بسته کنیم اگر صد چراغ هم روشن باشد برای ما تاریکی است پس از عالم باید استفاده کنیم تا عالم زنده است باید از آن استفاده کنیم تا عالم در قید حیات است باید از آن استفاده کنیم نه انکه بعد از مردن به او غم بگیریم. مجالس علمی را ترک نکنیم نشست برخاست با علما را ترک نکیمما در روایات داریم که : النظر فی وجه العالم عبادة نگاه کردن به سوی عالم عبادت است و چی رسد به انچه کی بنشنی و از ان استفاده کنی اساً غرض علما اینست که مردم باید از علما استفاده کند نه اینکه حالا در جامعه ما رواج است که عده مردم نمی تواند فرق میان فابین و عالم را کند این اشخاص که در اطربف سرک نشسته و فال می گویند و بعضی از اشخاص می اید در نزد ما که برا ی ما فال بگوید باید این نکات رعایت شود. از عالم باید احکام اموخت نه انکه از عالم بگوید که فلان مریض تو خوب می شود یا نمی شود علم غیب که ندارد. و عالم خودش را بخاطر جامعه فدا می کند مثلی که می گوید.
صاحب دلی آمد به مدرسه ز خانقا بشکست صحبت اهل طریق را
گفتند میان عالم و عابد چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این طریق را
گفت او گلم خویش از سر بدر میکند این سعی می کند که بگیرد غریق را
عالم قصدش نجات مردم غرق شده است و عالم در جامعه حق پیدا می کند که باید انرا ادا کرد. و خوشا به شما که د راین جا امده اید و از ان بزرگ مرد تجلیل می کند و این خودش نشان دهنده این است که شما به علما قدر دارید.
سخنرانی استاد سید عالم امینی
لا حول ولا قوۀ الا باالله العلی العظیم، اعوذ باالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ، الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ[۵]
برا ی خشنودی روح عالم جلیل و فقیه عالیقدر حضرت آیت الله وحیدی(ره) که در سوک شان نشسته ایم صلوات بفرستید، از آنجایکه فرصت کم و بزرگان دانشمند و علمای جیدی از جمله حضرت آیت الله تقدسی قرار است صحبت نمایند ومن بیشتر وقت شما را ضایع نمی کنم، در این فرصت کوتا بصورت بسیار مختصرعرایضی دارم از باب درد دل که در سوک یکی از علمای که امروز ما او را از دست داده ایم، بصورت کلی می شود علمای و سلسله روحانیت افغانستان را به دو دسته ی ثابت و … و یا صنف اول و پشگام و صنف دوم و پیرو تقسیم کرد، در صنف اول علما و روحانیت افغانستان، ما علمای بزرگواری داشتیم که هر یک به صورت یک منظومه شمسی، اما در یک کهکشان با هم مرتبط در هر گوشه از افغانستان پرتو افگنی داشتند و نور می افشاندند و جامعه را روشن می کردند، مثلا در همین کابل حضرت آیت الله العظمی حجت یکی از منظومه های بسیار بزرگی بود، حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید که ما امروز در این جایگاه و یادگار او نشسته ایم، یکی از آن منظومه ها بود ویکی از آن سلسله جناب آبت الله تقدسی را داریم و یکی از منظومه های شمسی آن دوران بود که اینها با همدیگر ارتباط داشتند، از همه مهمتر اینکه این منظومه ها هریک با منظومه های خارج از کشور در ارتباط بودند، مثلاً علمای افغانستان با علمای نجف، قم، لبنان، سوریه، مصر، کویت با هم دیگر ارتباط داشتند که با این ارتباط وسیع و گسترده همگی یک هدف را دنبال می کردند، در آن عصر و در آن زمان که بیشتر بزرگترین هم وغم و گرفتاری علما این بود که باید جلو تهاجم کمونیزم و ما تریالیزم دیالیکت را بگیرند، علماء واقعا در این راستا تلاش مجدانه ای را به خرج دادند، کوشش بی حد و حصری از جانب علما در یک وابستگی و همبستگی گسترده و وسیع در سرتا سر پهنای گیتی همه با هم تلاش نمودند و در مقابل این سیل مهاجم و بنیان کن کمونیزم استادگی کردند، بعنوان نمونه کوچک شما کابل مثل یک پیکر عظیم اسلام را در نظر بگیرید، وقتی که در کابل کمونیست ها موفق شدند، شروع کردند به دستگیری سران علما، زیرا آنها می دانیستند که اینها دشمنان اصلی ما هستند، با اینهاست که ما درگیر هستیم، هرگاه عالمی در بین جامعه باشد، شاید بی خدایی و ضد دینی رشد نکند، بنا براین علما را یکی یکی گرفتند، چنانچه عرض کردم علمای ما هرکدام منظومه های شمسی بودند، در اطراف خود سیارات و ستاره ها داشتند که اگر عالمی از بین می رفت، جایش بلافاصله پر می شد، در کابل خلاء بسیار عظیمی بوجود آمد، علما بزرگی را از من شما گرفتند، حضرت آیت الله العظمی واعظ، علامه ناصر، آیت الله عالم، آیت الله شیخ محمد امین افشارو دیگر علمای بزرگ را دستگیر نمودند، اما تفاوتی را که من بین آن زمان و فعلا می بینم که برای جامعه روحانیت عرض می کنم که اگر علما را از مسجد، منبر و مدرسه بردند و زندان نمودند این علما فانی نشد و از بین نرفت، العلما باقیون ما بقی الدهر، علما بقای خودشان را حفظ کردند، در قلب و اندرون اندیشه و خانه های مردم مردم رفتند و این علما بودند که مردم را از جا به حرکت در آوردند، مردم منقلب شدند، یکبار با گرفتن علما فریاد الله اکبر از بام های خانه ها سرداده شد، مردم فریاد کشیدند و به جاده ها ریختند، شهید دادند و به کوه پایه ها رفتند، جهاد و مقاومت نمودند، و بالاخره نام علم و عالم و آنچه را که علما قرار بود برای آن خودشان را قربانی بکنند که دین است اینها دین را حفظ کردند.
بنا براین با از بین رفتن علما دین از بین نرفت و دین حفظ شد، اما امروز جهاد شکل دیگری دارد، علمای نسل جدید هم متأسفانه به شکل های متعدد دیگری بروز کردند و ظاهر شدند، علمای امروز هرکدام دور خودشان حلقه ی خاصی را کشیده و از ارتباطات و سیع و گسترده خبری نیست، مساجد وتکایا به ظاهر رنگ جذاب را به خود گرفته، اما متأسفانه نماز خوان کم، روضه شنو کمتر و روضه خوان ها نیز چندان حال و هوای سابق را ندارند.
بنا براین امروز این خطر هم موجود است و از سوی دیگر جهاد و مبارزه نیز به گونه دیگری است، امروز تهاجم به صورت طیاره حملات سلاح های سنگین نیست، و تهاجم بصورت حمله حزب کمونیست نیست که بیاید آن گونه افغانستان را اشغال نمایند، که همه برخیزند و در مقابل آن اقدام کنند، امروز در درون هر خانه یک مبلغ خارجی وجود دارد، امروز تهاجم، تهاجم فرهنگی است، عالم بالای منبر تبلیغ می کند ولی در خانه ها تلویزیون روشن است، آیا خبر دارید که این تلویزیون ها در خانه های مردم چه کار می کند؟ آیا می دانید که اینها بنیاد دین را می خواهند از ریشه یران کنند، امروز علما با این پدیده جدید چگونه مبارزه کند، با مقاومت منفی مانند از بین بردن تلویزیونها کار ساز نمی باشد، لذا تهاجم فرهنگی، فرهنگی است شما تلویزیون را از خانه ها بیرون انداختید، پس با سایت های انترنیتی چگونه رفتار می کنید، شما خبر دارید که جوانان شما در سایت های انترنیتی چه می بینند و چه می خوانند؟ متأسفانه از طرف ما در برابر این تهاجم آمادگی کافی وجود ندارد، الحمدلله ما چند تلویزیون داریم اینها فعالیت دارند ولی کافی نیست، زیرا وسعت و گستردگی تهاجم به اندازه وسیع است، و این سیل به اندازه قوی و بنیان کن است که هیچ کس وپایگاهی را به رسمیت نمی شناسند، و پایگاه تهاجم فرهنگی امروزدر اثر ارتباط دنیارا به یک دهکده می بیند، می گوید من در این دهکده هرگونه تصرفی را که خواست باشم می کنم و هیچ کسی هم نیست که مانع تهاجم من گردد، و از این طرف باید مقاومت صورت گیرد، امروز ارتحال آیت الله وحیدی(ره) و از دست دادن این عالم بزرگوارعامل، جید، با تقوا و با دانش و از جانب هم سخنورکه با بیان بسیار شیرین و جذاب مصدر خدمت گردیده بود، او را از دست دادیم و ما امروز احساس می کنیم که یک ستون بزرگ از بین رفته و یک سوراخ بوجود آمده و از هم شکسته، یک سوراخی در دین بوجود آمده همانگونه که پیامبر خاتم می فرماید وقتی که عالمی از دنیا می رود، سوراخی در دین ایجاد می شود که غیر از عالم کسی دیگری جای او راپر نمی تواند، بنا براین علمای جید یکی یکی از دست می روند، نسل گذشته از دست می رود نسل قدیمه و یا صنف اول براساس تقسیم بندی اولی همه از دست می روند، برای نسل دوم باید تدابیر جدیدی سنجید، آیا کسی هست که بیرق آیت الله وحیدی(ره) را به دوش کشد؟ آیا کسی هست که این خلاء را پرکند؟ آیا کسی هست که نگذارند تهاجم فرهنگی بنیاد دین را برکند؟ آیا کسی هست همانگونه که صنف پشین علما را از ما گرفتند، اکثر مردم به صحنه آمدند و جهاد نمودند تا اینکه دین را حفظ کنند، اما امروز اگر علما از دست ما می روند آیا چنین آمادگی وجود دارد، البته علمای بزگوار حضور دارند، امیدوارم علما بزرگوار در این رابطه تدابیری سنجیده باشند، امیدوارم که از تدابیرشان ملت ما بهرمند گردد.
امیدوارم روح حضرت آیت الله وحیدی(ره) که در این جا بسوک او نشسته ایم از ما خشنود باشد .
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین استاد شیخ غلام حسین ناصری
بسم الله الرحمن الرحیم، حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر، الحمدلله رب العالمین، باری الخلائق الاجمعین، باعث الانبیاء والمرسلین، خلق الخلائق بقدرته و نشر ریاح برحمۀ، ثم الصلاۀ و السلام علی نیرالاعظم، سید العرب و العجم، العبدالموئد و الرسول المسدد، حبیب اله العالمین ابی القاسم مصطفی محمد صل الله علیه و آله الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین من المنتخبین المنتجبین؛ اما بعد قال الله الحکیم، فی محکم کتابه: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ[۶]
من در قدم اول این ضایعه جبران نا پذیر ار که در چهار چوب «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ» در عالم تکوین و بشری صورت گرفته است، رحلت جانکاه و غم انگیز عالم فرزانه حضرت آیت الله وحیدی(ره) را در قدم اول به ملت و مردم عالم دوست و عالم پرور و مذهبی و دینی خود مادر مرحله دوم برای تمامی حوزات علمیه کابل و سلسله جلیله روحانیت و پرچمداران دینی و مذهبی اعم از آنانیکه در جلسه شرف حضور دارند و آنانیکه تشریف ندارند و در مرحله سوم به بیت بخصوص برادرعالیقدرش حجت الاسلام والمسلمین حاج آغای صالحی تسلیت عرض می نمایم.
در قدم دوم به عنوان عضو جامعه از این تصمیم برگزاری و ترتیب دادن جلسه یاد بود بنام عالم بزرگ که توسط ملت متدین و شهید پرور و عالم پرور و شهید داده ای جامعه و مردم به خصوص اقوام محترم که از کجاب علیا، چهار طایفه، دامرده تا قوم محترم خالق و دایمرداد بالا و تا مردم عزت مند ما از تیزک و همین طور مردم عزیز و شرافت مند ما از دایمیرداد پائین که بذل مساعد به خرج دادند و زمینه ساز این جلسه بزرگ شدند، از یکا یک اینان اظهار تشکر و سپاس گذاری را دارم .
چنانچه در مقاومت امسال متحد شدند و عزت آفریدند این مردم ثابت کردند که راه رسیدن به عزت و پیروزی و دفاع از ناموس و شرف شان متحدشدن و جهاد نمودن است، امروز در بزرگداشت عالم فرزانه شان حضرت آیت الله وحیدی جمع شدند و جلسه ترتیب دادند، مجددا اظهار تشکر و سپاسگذاری را دارم، من بدون مقدمه وارد صحبت می شوم و نمی خواهم صحبت که خارج از موضوع باشد وقت شما را بگیرم، ، بشکل فهرست وار به چند موضوع اساسی اشاره می کنم، زیرا من افتخار شاگردی این استاد عالیقدر و همین طور شاگردی قبلگاه ایشان حاج آقای سید اسماعیل مرحوم را داشه ام نکاتی را یاد آورم می شوم و در یک جمع بندی بوبینیم که آیا واقعا رحلت آیت الله وحیدی ضایعه بود، به این سئوال پاسخ داده نمی شود مگر اینکه ما به فکتور و عواملی که در درون آن عوامل و فکتورها وحیدی عزیز بعنوان ثمره ی آن بستر تحقق پیدا کرد اشاره کنم، اول بیاییم طهارت مولد را در نظر بگیریم، طهارت مولد ایشان قبلگاه مرحومش سید اسماعیل کجابی که بعدا در مکه مشرف شد یکی از استوانه های علمی ادبیات عرب بود و آنچنان تسلط برادبیات عرب داشت که من در حوزات علمیه کابل و قم نظیرش که آنچنان تسلط که برادبیات عرب را ایشان داشت کمتر هم وزنش را دیده ام، از لحاظ مادر آنچنان عفیفه، پاک و با ایمان بود که من درمدت تمام چهار سال که در منزل شان مشرف می شدم و تا سیوطی و جامی درس خواندم، این مادر قرآن بزرگ داشت وقبل از صرف چای صبح همیشه قرآن کریم تلاوت می کرد.
نطفه پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گل لؤلؤ مرجان نشود
دوره ادبیات که پای سنگ و اساس پیش رفت یک عالم را می رساند در آغوش همچو پدر و مادری شکل گرفته است، که تشریف آوردند به کابل، مرحوم آیت الله وحیدی نزد چه اساتیدی درس خوانده و تلمذ نموده و تا چه سرحد درس خوانده است؛ خدمت حضرت آیت الله تقدسی که شرف حضور دارند، مطول درس خوانده اند که بازهم برمی گردد به بخش سطوح عالیه ادبیات عرب، بخش از کتاب های استدلالی فقهی را خدمت علامه شهیر شهید حضرت آیت الله ناصر عزیز فرا گرفت و سطوح عالیه از مکاسب، جلدین کفایه و رسائل را در خدمت حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره) فرا گرفته است؛ واعظ چه کسی است؟ واعظ کسی است که دومین شخصیت تراز اول شالوده های طول تاریخ حوزه های تمدنی مذهبی جامعه تشیع از نجف گرفته تا بقیه کشورها و ممالک اسلامی حضرت آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی(ره) در باره ایشان چه فرموده است؟ کتاب مصباح الاصول که چاپ شده است، در آن که تقریرات درس خارج حضرت آیت الله العظمی خویی(ره) است که در کنار مرقد با برکت و نورانی مولی امیر المومنین(ع) واعظ شهید فرا گرفته است، آن مرجع عالیقدر تشیع در باره حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره) می نویسد: «خدا چشم واعظ را روشن داشته باشد»، این شخصیت واعظ هست که از زبان دومین شخصیت مرجعیت درطول تاریخ جامعه تشیع مرحوم حضرت آیت الله العظمی خویی(ره) در حوزه های تمدنی دینی دو شخصیت بسیار ممتاز بود و تا هم اکنون جای این دو شخصیت پرنشده ، یکی جایگاه روشن ومشخص صاحب جواهر، که ایشان در آن کتاب از ابتداء الف بای فقهی تا آخرین مباحث و موضوعات فقهی موفق شده که کتاب استدلالی و فقهی بنوسد که درک آن برای اکثریت علما کار مشکل و دشواری است، دومین شخصیتی که در تاریخ زندگی خویش موفق شده است که از ابتدای فقه تا انتهای آن مرور و تدریس کند حضرت آیت الله العظمی خویی(ره) هست که با حفظ حرمت مقام بقیه مراجع عالیقدر، آیت الله وحیدی شیوه تدریس را از استاد عالیقدرش حضرت ایت الله عظما فرا گرفته است مرحوم ایت الله واعظ شهید بنا براین جایگاه این دو شخصیت در حوزه های تمدنی ما خالیست. مرحوم آیت الله وحیدی(ره) شیوه تدریس را از استاد عالیقدر شهیدش حضرت آیت الله العظمی واعظ(ره) فرا گرفت، مرحوم واعظ شهید، در شیوه بیان کردن درس آن چنان موفق بود که جمله مبتدا و خبر بدون حشم و زوائد بیان می شد، مرحوم حضرت آیت الله وحیدی(ره) دقیقا این شیوه را بعنوان یک شیوه انتصابی تمرین کرده بود از استاد، تا اینکه در تمام وجودش تبدیل به ملکه ی تدریسی و علمی شده بود، من به عنوان شاگرد او در سال ۱۳۶۱ سطوح عالیه جلدین کفایه را خدمت او در حوزه علمیه قم تلمذ کرده و درس خوانده ام، و واقعا هرکسی که در پای درس این استاد عالیقدر می نشست از درس او لذت می برد و او تسلط کامل بر اصول داشت و باهمان شیوه که از استادش کسب نموده بود تدریس می کرد، ما می دانیم که آیت الله وحیدی(ره) در بعد علمی واقعا چه عنصر مهمی بود که امروز جای او در میان ما خالیست، زمانیکه او در قم رفت همان طوری که آیت الله حجت اشاره کرد درس ها را دوباره خواند، آن بدین معنا نیست کسی که در پای درس مدرسی می نیشیند، از نظر جایگاه علمی در یک رتبه قرار داشته باشد، بسیار تفاوت دارد، مرحوم آیت الله وحیدی(ره) درموضوعات فقه و اصول یکسره خدمت آیات عظام شیخ جواد تبریزی و وحید خراسانی اشتراک می کردند، . بنا بر این مرحوم وحیدی با این مؤلفات بگروند ها و بستر ها شکل گرفت و استفاده کرد که اگر در یک جمع بندی بنشینم، بدون تردید، مرگ او واقعا یک ضایعه جبران نا پذیر بوده و مصادق یکی از فرمایشات پیامبر اکرم(ص) که آن حضرت فرمود: وقتی که عالم ازدنیا می رود در دایره حرکت دوران، فرهنگی، مذهبی اسلام و قرآن یک شکاف عمیق بوجود می آید که هیچ چیز نمی تواند آن شکاف را جبران و پر نمایند؛ بلی! هر کسی جایگاه خودش را دارد، اما مرحوم آیت الله وحیدی(ره) چند تا شاخصه ای مهم را از استادش حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره) به ارث برده که تبدیل به ملکه و موارثت شده بود:
۱ – قلمی که حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید(ره) داشت، دقیقا آن خط و قلم به مرحوم حضرت آیت الله وحیدی(ره) منتقل شده بود.
۲- مرحوم آیت الله وحیدی(ره) در شیوه تدریس هم مثل استادش بود.
۳ – حضرت آیت الله وحیدی(ره) معلوماتی را در ما حول کتابهای فقهی مکاسب و جلدین کفایۀ الاصول مرحوم آخوند خراسانی(ره) از محضر همین استاد در همین پایگاه و سنگر مقدس بنام حوزه علمیه محمدیه حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید شکل گرفته بود، دقیقا بدون کم و کاست به او منتقل شده بود. با این حال حلم و بردباری، قدرت بیان و تکلم او بر ادای موضوعات دینی و اسلامی و موضوعات علمی درمنطق، فقه و اصول آنچنان شیوا بود که انسان از آن لذت می بردند؛ بدون تردید رحلت حضرت آیت الله وحیدی ضایعه ی جبران نا پذیر است.
نکته ای اخیر را که می خواهم خدمت شما عرض کنم اینکه: شرایط دینی مردم افغانستان با شرایط دینی مردم در کشور عراق و دیگر کشورها متفاوت است، ما باید احترام خاص به مردم بگذاریم، زیرا مردم همیشه حضور داشته و این مردم در پای سخنان علما و رهبران دینی شان از تمام وجود شان سرمایه گذاشته و جان فشانی کردند، امروز هم به لطف پروردگار فرهنگ دینی و مذهبی که باقی مانده از برکت تبلیغ، ارشاد و راهنمایی ورهبری علما و پرچمداران دینی در تاریخ افغانستان از مرحوم آیت الله العظمی حجت(ره) از آن سنگر های که در درون چنداول شروع و تا به امروز، در حق علمای این کشور بسیار ظلم و جفا صورت گرفت، به مجرد که واعظ شهید از نجف برمی گردد، چهار سال در دوران ترقی حاکمیت شاهنشاهی ظاهر خان پشت میله های زندان همین دهمزنگ امروز قرار گرفته و درحق شان ظلم شد، از این که بگذریم، او کسی که صدای آزادی را به جهان پخش می کرد، مرحوم علامه شهید بلخی(ره) مورد جنایت و جفاهای بی شایبه ای رژیم های گذشته در حق این پرچمداران مذهبی در افغانستان صورت گرفت که چندین سال او را به زندان انداختند، جرم بلخی چه بود؟ فقط یک موضوع بود و آن عبارت از آن بود که او ندای عدالت و آزادی و شکستاندن زنجیرهای استعمار و ستم ملی که نا بخردان قدرت و سلطه درجامعه اسلامی افغانستان سرداده بود، غیر از این دیگر هیچ سند جنایتی نعوذ باالله علیه مرحوم علامه بلخی عزیز وجود ندارد، اما واعظ شهید بعد از چهار سال رژیم از او معذرت می خواهد، برای چه؟ آخر افغانستان پای سنگش بر مبنای ستم ملی استوار شده، تاریخ این سرزمین، تاریخ لکه و ننگ است، امروز هم یک تعداد از این مردم شعار آزادی بیان و دمکراسی را سر می دهند، آخر این آزادی بیان که با مذهب، اسلام و آب رو و ناموس این جامعه بازی می شود، امروز زیر همین عناوین به اسلام، قرآن و علما اهانت می شود، آیا این آزادی بیان است؟ این بسیار جای تأسف است شبکه های تلویزیونی را انسان در کنار ناموس شان می بینند خجالت آورد است، من فقط از سیاستگذاران و کار کنان دو تلویزیون تمدن وکوثر تشکری می کنم، ولی دیگرتلویزیونها در سایه جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور چه می کنند؟ رئیس جمهور این کشور بنام رئیس جمهوری اسلامی هست و همین طور کابینه و و زارت اطلاعات و فرهنگ، متأسفانه تنها چیزی که در این کشور فرهنگ تمدن اصیل اسلامی را بصورت قتلگاه تبدیل نموده، آن فرهنگ که جناب آقای جواهر نهرو می گوید: درست است که آمدن افغانها در سرزمین هند خسارت های سنگین جانی و مالی را به جای گذاشت ولی فرهنگ و تمدن اسلامی توسط مجاهدان افغانی به هند آورده شد.
من درپایان عرایضم بار دیگر از تشریف آوری تمام سلسله جلیله روحانیت، مخصوصا آیات، مدرسین، خطباء و طلاب حوزه علمیه کابل و همین طور محاسن سفیدان، نمایندگان شورای ملی افغانستان که تشریف آورده اند، از هرکجایی که هستند من از یکایک شما عزیزان تشکری و سپاسگذاری می کنم.
سخنرانی حضرت آیت الله تقدسی
لا حول ولا قوۀ الا باالله العلی العظیم، اعوذ باالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله العلی العظیم، الدائم الابدی، الازلی السرمدی القدیم، القائم باالقسط العزیز الکریم، والصلاۀ علی الکریم ابن الکریم، صاحب الخلق العظیم، محمد المصطفی و علی آله المعصومین و اصحابه المکرمین؛ اما بعد قال رسول الله(ص):«اَلعُلَماءُ باقونَ مابَقِىَ الدَّهرُ، أعیانُهُم مَفقودَةٌ و أمثالُهُم فىِ القُلوبِ مَوجودَةٌ» من در این محفل که بمناسبت ارتحال عالم فرزانه دانشمند عظیم الشأن و مدرس توانا حضرت آیت الله وحیدی(ره) برگزار است مختصر دو جمله را حضور شما به عرض می رسانم، جمله اول اینکه امروز ما در سوک دانشمند فقید حضرت آیت الله وحیدی(ره) نشسته ایم، او در کجاب متولد شد، اعظم از سطوح را درآنجا تلمذ کرده و بعد آمد در شهر کابل به همرا شش نفر از طلبه های دیگر، ابتداء ایشان وارد مدرسه مدینۀ العلم شد، در آن زمان حضرت آیت الله العظمی واعظ هنوز مدرسه محمدیه را نساخته بود، مدت چهار سال آیت الله وحیدی در مدرسه مدینۀ العلم درس می خواند و هم تدریس می کرد و تخلص آیت الله وحیدی را من انتخاب کردم، هنگام که به مدرسه ما آمد، گفت که تخلص من عندلیب هست، وقتی که من درس و علمش را مشاهده کردم و دیدم که بحرمواج از علم است، استعداد فوق العاده وسرشار دارد، گفتم این تخلص در شأن شما تناسب ندارد، نیست تخلصت باید آقای وحیدی باشد.
یعنی وحید تنها در علم اصول، ادبیات، فلسفه، فقه و تمام علوم اسلامی، بنا براین بعد از گذشت چهار سال حضرت آیت الله العظمی واعظ(ره) این مدرسه را تاسیس کرد و دستور داد همه مدرسین کابل باید در اینجا درس را آغاز کند.
و ما هم آمدیم در این جا درس را شروع کردیم و ایشان نیز در همین مدرسه به درس خواندن و درس گفتن آغاز کرد.
خداوند او را که مقامش بزرگ است، بزرگتر و عالی تر بگرداند.
جمله دوم اینکه نقش علماء خاصتا تأثیرگذاری خدمات علماء در کابل پایتخت کشورمعلوم و هویدا ست؛ علمای اعلام زحماتی زیادی را کشیدند، در رأس آنها حضرت آیت الله العظمی حجت(ره) آیت الله شیخ محمد امین افشار(ره) و حضرات علمای دیگر و شخصیت های برازنده علمی که اسلام و مکتب تشیع را از تمام شبهات و ظلمات حفظ نمودند، بنا براین اگر می خواهید که خدمات ارزنده ای شخصیت های بزرگ را مطلع شوید شما می توانید به تاریخ مراجعه کیند که برای انجام مراسم مذهبی بزرگان ما چه مشکلاتی را متحمل شدند، اما به واسطه دست توانای این شخصیت ها بود که مسئله تقیه را بردارند و مراسم مذهبی شان را برپا دارند، پیره مردان و کهنسالان آیت الله العظمی حجت(ره) را درک کردند و میدانند که آنها چه مشکلاتی را دیدند.
[۱] ـ نهج البلاغه، حکمت ۱۴۷ .
[۲] - سوره بقره، آیات ۱۵۶ و ۱۵۷/
[۳] - سوره فاطر، آیه ۲۸ .
[۴] - سوره نساء، آیه ۱۶۶ .
[۵] - سوره علق آیات ۱ تا ۴ .
[۶] - سوره زمر، آیه ۹ .
نوشته: arian
تاريخ : جدي ۱۷م, ۱۳۸۸

